تبليغاتX
غزل زندگی
وبلاگ غزل زندگی
بی نام کردن فایل
 
 
برای این کار خیلی راحت روی فایل راست کلیک کنید rename رو بزنید alt رو پايين نگه داريد و با قسمت num که مي شه قسمت سمت راست کيبورد عدد 0160 را تايپ کنيد بعد alt رو ول کنيد .
 
نکته : اگر جواب نداد عدد 255 رو امتحان ( alt+255 ) کنید .
 
***
 
آیدی خود را در یاهو مسنجر همیشه روشن نگه دارید !!!
 
مراحل زير را طی كنيد تا آی دی شما در ياهو مسنجر هميشه روشن بماند! در اين حالت می توانيد همواره يك Status را كنار آی دی خود به نمايش گذاريد در حالی كه آنلاين نيستيد!!! توسط ياهو مسنجر لوگين كنيد . سپس وارد منو لوگين قسمت Preferences شويد. از منو سمت چپ وارد بخش Connection شويد. از منو سمت راست Firewall With No Proxy را انتخاب كنيد. از ياهو مسنجر خارج شويد و به كلی ياهو مسنجر را ببنديد. حالا اگر با يك آی دی ديگر وارد ياهو مسنجر شويد مي بينيد كه آی دی شما روشن مانده است! به همين سادگی!
 
***
 
آیا می دانستید که:
 
 
- گذاشتن گوشی هدفون در گوش به مدت یک ساعت باعث می شود باکتری های

 گوش شما 700 برابر شود.

- مردان بهتر از زنان می توانند نوشته های ریز را بخوانند ولی شنوایی خانم ها

بهتر از آقایان است
 
- قلب یک زن تندتر از قلب یک مرد می تپد.
 
- اگر تخم مرغ در آبی که محلول شکر در آن وجود دارد قرار بدهیم ، تخم مرغ در

 آب شناور می شود.
 
-خوک ها به دلیل شرایط فیزیکی بدن نمی توانندبه آسمان نگاه کنند.
 
- اولین تلفن همراه در سال 1924 اختراع شد.

- زبان قوی ترین ماهیچه در بدن انسان است.

- مشهورترین و پر تعداد ترین اسم در جهان « محمد» است.

 

وبلاگ غزل زندگی... 

  اینم یه نقاشی دیگه از دخترم

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه 28 آبان1386 |

سلام .
 
برای مشاهده کلیپ جدیدبر روی لینک زیر کلیک کنید :
 
مشخصات کلیپ
 
نام کلیپ : رنگ بي همزبوني
نام طراح : مصطفي خبيري
نام آهنگ : مشكي 
نام خواننده : سعيد شايسته
حجم کلیپ : 1.97 مگابایت
 
 
نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه 24 آبان1386 |
آموزش فارسی کردن ويندوز کامپيوتر
 
برای این کار:
از منوی Start وارد Run شوید و در آن عبارت regedit را وارد کنید و Enter را بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.

اکنون به آدرس زیر بروید:

HKEY_USERS/S-1-5-21-515967899-1454471165-839522115-1003/Software /Microsoft/Windows/ShellNoRoam/MUICache
حالا در قسمت دیگر رجیستری ، شما میتوانید تمامی اطلاعات زبان را مشاهده کنید. کافی است روی هر کدام از آنها دوبار کلیک کنید و در پنجره جدید و قسمت Value Data به جای نام انگلیسی آن ، نام فارسی مورد نظر خودتان را بنویسید. در پایان کار OK را بزنید تا تغییرات اعمال شود.
 
ساخت آیکون بدون نام

برای ساختن یک آیکون بدون نام :
 

1- مطمئن باشید که Num lock روشن باشد.
2-
بر روی آیکون مورد نظر کلیک کنید.
3-
سپس راست کلیک و Rename را انتخاب کنید.
4-
نام قبلی آیکون را پاک کنید .
5-
کلید Alt را بگیرید و تایپ کنید : 0160
6-
سپس enter را بزنید.

حالا شما یک آیکون بدون نام دارید.

گذاشتن تصویر مورد نظر هنگام بالا آمدن ویندوز

وارد run شده و regedit را تایپ می کنیم از صفحه باز شده به آدرس زیر بروید :

 

HKEY-CURRENT-USER / control panel / desktop

 

یک فایل به نام wall paper از نوع string value بسازید (با راست کلیک در سمت راست پنجره ) و آن را اجرا کنید ودر کادر باز شده آدرس عکس مورد نظر را بنویسید و enter را بزنید دقت داشته باشید که عکس مورد نظر باید یک تصویر با فرمت bmp باشد .

نوشته شده توسط غزل در سه شنبه 22 آبان1386

وبلاگ غزل زندگی

خرمالو با نام علمی Ebenaceae درختانی دارای برگهای ساده و چرب با گلهایی عموما تک جنس هستند .

درخت خرمالو که در ایران درخت مشهوری است، در اصل بومی چین و ژاپن است. این درخت از گذشته‌ای نسبتا دور وارد ایران شده و امروزه در بیشتر نقاط کاشته و تکثیر می‌شود.

خرمالو در دو نوع کروی و کشیده موجود می باشد.بعضی از گونه های خرمالو خوردنی نمی باشد اما میوه بسیاری از گونه‌های خرمالو خوراکی می‌باشد. رنگ آنها از نارنجی و زرد روشن تانارنجی و قرمز تیره متفاوت است و قطر آنها بنابر گونه بین 2 تا 8 سانتیمتر است. معمولا پس از چیدن کاسه گل همراه با میوه باقی می‌ماند.

شکل خرمالو بر اساس گونه آن ممکن است کروی یا شبیه بلوط باشد. آنها دو گونه گس و غیر گس دارند.

بقیه مطالب در مورد خرمالو رو می تونیددر ادامه مطلب بخونید... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط غزل در دوشنبه 21 آبان1386 |

نکته :دوستان عزیزی که بعضی از تصاویر را مشاهده نمی کنند و روی تصویر با علامت ضربدر مواجه می شوند .بر روی تصویر مورد نظر راست کلیک نموده و گزینه show pictureراکلیک نمائید.بعد از چند لحظه تصویر را مشاهده خواهید کرد.

دوستای گرامی این نقاشیا فقط متعلق به کوچولوی منه ولی عکس اینترنتیه ومتعلق به نی نیه من نیست...(قابل توجه دوستانی که فکر کردند عکس هم متعلق به دخترمه)

وبلاگ غزل زندگی...

سلام دوستان گرامی

این پست واسه من یه پست ویژه محسوب میشه.

میدونید چرا؟

چونکه این نقاشی ها رو دخترم که ۶ سالشه کشیده...منم با خودم گفتم که بذارمش تو وبلاگم هم تنوعی تو وبلاگ ایجاد شده باشه و هم اینکه نی نی منم خوشحال شه...

وبلاگ غزل زندگی

((برای دیدن نقاشی بعدی به ادامه مطلب مراجعه کنید.))

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط غزل در جمعه 18 آبان1386 |

غزل زندگی...http://www.2972.blogfa.com/

شهادت امام جعفر صادق علیه السلام رو خدمت شما دوستان گرامی تسلیت عرض می کنم.

*زن‌ مؤمن‌ از مرد مؤمن‌ كميابتر است‌ و مرد مؤمن‌ كميابتر از كبريت‌ احمر است‌ .

*هيچ‌ رگى‌ زده‌ نشود و پائى‌ به‌ سنگ‌ نخورد و سردرد و مرضى‌ پيش‌ نيايد مگر به‌ جهت‌

گناهى‌ .

*گناه‌ ، بنده‌ را از روزى‌ محروم‌ مى‌كند .

*هر كس‌ كه‌ از نيكى‌ خود شادمان‌ و از بدى‌ خويش‌ بدحال‌ گردد او مؤمن‌ است‌ .

نوشته شده توسط غزل در سه شنبه 15 آبان1386 |

غزل زندگی...http://www.2972.blogfa.com/

 

شخصي از برناردشاو پرسيد: براي ايجاد كار در دنيا بهترين راه چيست؟

او گفت: بهترين راه اين است كه زنان و مردان را از هم جدا كنند و هر دسته را در جزيره‌اي جاي دهند. آنوقت خواهي ديد كه با چه سرعتي هر دسته شروع به كار خواهند كرد. كشتي‌ها خواهند ساخت كه به وسيله آن هرچه زودتر به يكديگر برسن
                                          
نوشته شده توسط غزل در دوشنبه 14 آبان1386

غزل زندگی...http://www.2972.blogfa.com/

نامت چه بود؟ آدم

فرزندِ ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت؟ زمین خاک
آن چیست بر گُرده نهادی؟امانت است.
قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک


اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک
روز تولدت؟در جمعه ای ،به گمانم روز عشق
رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه
وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین
جنست؟ نیمی مرا زخاک نیمی دگر خدا
شغلت؟ در کار کشت امید بروی خاک


شاکی تو؟ خدا
نام وکیل؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟ همین و بس
حکمت؟ تبعید در زمین
همدمت در گناه ؟ حوای آشنا
ترسیده ای؟ کمی
زچه؟ که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ بلی
چه کس؟ گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟ دیگر گِله نه ولی...
ولی که چه؟حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!!!


دلتنگ گشته ای؟ زیاد
برای که؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند؟ بلی
چه؟دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟ بلی
چه کس؟ تنها کس خدا
در آخرین دفاع؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا

                                                  

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه 14 آبان1386

غزل زندگی...http://www.2972.blogfa.com/

آرزوی نقاشی

میان آبشارخاطراتم کنار بوته های گل نمی نشینم
همیشه آرزو کردم که رنگ نگاه بوته گل را ببینم
همیشه آرزو کردم که روزی برای لحظه ای نقاش باشم
همیشه آرزویم بوده رویا ولیکن یک زمان ایکاش باشم
همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله ها یعنی چه رنگی
همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی
نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای منلبخند می زد
زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند م یزد
ولی من باز می پرسیدم از او که منظورت ز آبی چیست مادر
هما رنگی که گفتی دنگ دریاست همان رنگی که گشته چشم از او تر
ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشک ها را می شنیدم
در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میکشیدم
 نگاهی سرخ اشکی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی
ولی من هر چه نقاشی کشیدم همه تصویری از رویای او بود
و شاید چند خطی که نوشتم همه یک قطره از دریای او بود
معلم آن زمان که عاشقانه کنار حرفهایت می نشینم
همیشه آرزو کردم که روزی نگاه مهربانت را ببینم


ببینم که کدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا کرد
که دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با چشمش صدا کرد
ببینم که چه کس راگ شفق را به چشمان وجود من نشان داد
ببینم که کدامین مهربانی غبار غم رویایم تکان داد
اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم
صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم
ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسم کردم
ز تب نور امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم کردم
ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم
هم اینک لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر ا کشیدم
ولی نقاش من کاغذی نیست برای رسم ابزاری ندارم
کمی احساس را با جرعه ای عشق به روی برگ یاسی می گذارم
دل نقاشیم تفسیر رویاست چرا تفسیر یک رویا نباشیم
چرا رنگ غروبی سرخ باشیم چرا چون آبی دریا نباشیم
اگر چه گشت شعرم بس مطول ولی نقاشیم را قاب کردم
سحر شد خاطراتم نیز رفتند دوباره من زمان را خواب کردم

.............................................................................

غزل زندگیhttp://www.2972.blogfa.com/

شکایت

بيا گل شدن را رعايت كنيم
ز پروانه ماندن حمايت كنيم
 اگر باد غم شاخه اي را شكست
ز دست هجومش شكايت كنيم


نوشته شده توسط غزل در یکشنبه 13 آبان1386

هيچ وقت


هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد
 امشب دلي كشيدم
شبيه نيمه سيبي
 كه به خاطر لرزش دستانم
در زير آواري از رنگ ها
 ناپديد ماند

وبلاگ غزل زندگی...

سرودی برای مادران

 پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
 چه کسی او؟
زنی است در دوردست های دور
 زنی شبیه مادرم
زنی با لباس سیاه
که بر رویشان
 شکوفه های سفید کوچک نشسته است
 رفتم و وارت دیدم چل ورات
چل وار کهنت وبردس بهارت
 پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
و این بار زنی بهیاد سالهای دور
 سالهی گمم
 سالهایی که در کدورت گذشت
 پیر و فراموش گشته اند
 می نالد کودکی اش را
 دیروز را
 دیروز در غبار را
 او کوچک بود و شاد
 با پیراهنی به رنگ گلهای وحشی
سبز و سرخ
و همراه او مادرش
 زنی با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید کوچک نشسته
 بود
زیر همین بلوط پیر
 باد زورش به پر عقاب نمی رسید
 یاد می آورد افسانه های مادرش را
 مادر
 این همه درخت از کجا آمده اند ؟
 هر درخت این کوهسار
حکایتی است دخترم
 پس راست می گفت مادرم
 زنان تاوه در جنگل می میرند
 در لحظه های کوه
 و سالهای بعد
 دختران تاوه با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید نشسته
 است آنها را در آوازهاشان می خوانند
 هر دختری مادرش را
 رفتم و وارت دیدم چل وارت
 چل وار کهنت وبردس نهارت
خرابی اجاق ها را دیدم در خرابی خانه ها
 و دیدم سنگ های دست چین تو را
 در خرابی کهنه تری
 پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد
 و این بار دختری به یاد مادرش

نوشته شده توسط غزل در شنبه 12 آبان1386

وبلاگ غزل زندگی...http://2972.blogfa.com/

یاد دبستان و صد دانه یاقوت به خیر...

انگار همین دیروز بود که خانم معلم صدایمان میکرد که بیائیم پای تخته و شعر انار رو بخونیم...

مودبانه می رفتیم جلوی تخته سیاه می ایستادیم و هی آب دهن قورت میدادیم و مقنعه مان را درست می کردیم و هی اجازه خانم می گفتیم...و می خواندیم:انار...صد دانه یاقوت ...دسته به دسته ...با نظم و ترتیب...یک جا نشسته ...

انار هم یکی از میوه های فصل پائیز هست و خواص فراوانی داره :

جام جم آنلاين: تحقيق نشان داد انار باعث از بين رفتن سموم بدن و معالجه اسهال، التهاب معده و سرگيجه مي شود.
به گزارش پايگاه اينترنتي الجزيره، محققان گفتند جوشانده پوست انار نيز براي از بين بردن كرم هاي معده مفيد است. به گفته محققان، ميوه انار سرشار از آنتي اكسيدان هاست و بدن را در مقابل ابتلا به بيماري هاي مزمن مانند بيماري قلب و عروق مراقبت مي كند.
محققان به خانم هايي كه پا به سن يائسگي گذاشته اند توصيه كردند براي جلوگيري از ابتلا به بيماري قلب، پوسيدگي استخوان و سرطان سينه، انار بخورند.
خوردن انار به افرادي كه به كم خوني نيز مبتلا هستند توصيه مي شود
.

نوشته شده توسط غزل در جمعه 11 آبان1386

وبلاگ غزل زندگی...http://www.2972.blogfa.com/

همه فصلهای سال زیبا هستند.هر فصلی زیبائی خاص خودش رو داره.اما وقتی اسم پائیز رو می شنوم یاد جنگلی رو به دریا با برگهای همه رنگ می افتم که طلوع یا غروب خورشید زیبائیش رو چندین برابر میکنه.

فاصله این جنگل تا دریاخیلی اندک هست و فقط یک جاده حد فاصل این جنگل و دریا قرار گرفته!

من این جنگل رو در فصل پائیز و زمستان بیشتر دوست دارم ...چونکه واقعا"همه رنگهای خدا رو میشه تو درختهای این پارک جنگلی دید.

هیچ وقت تابش و سرخی طلوع خورشید رو از پشت درختان همه رنگ این مکان از یاد نمی برم .

هیچ وقت غروب دل انگیز این جنگل و آرامش امواج دریا رو که رو به روش متلاطم بودند رو از یاد نمی برم.

چند سالی مرتبا"موقع طلوع و غروب خورشید از این مکان میگذشتم و به زیبائیش خیره می شدم.

پائیز برای من همه اون دوران رو تداعی میکنه و خیلی دوستش دارم.

توضیحات بیشتر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط غزل در جمعه 11 آبان1386 |
 

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد . و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند . و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند . و بعضي آزادگيشان را. و من خنده شيطان را دیدم...

 

 

به شيطان گفتم: « لعنت بر شيطان»! لبخند زد. پرسيدم: « چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: « مگر چه كرده ام؟» گفت: « مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب سوال کردم: « پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: « نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: « پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: « هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد فعلاً برو سواري بياموز...

 

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته...

 

واسه ي شکستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي اما واسه اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي ...

 

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست…!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد كه چرا خیس نشد...

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود...

زندگي قصه مرد يخ فروش است كه از او پرسيدند:فروختي؟ گفت: نخريدند، آب شد...

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند...

 

زندگي دفتري از خاطره هاست. خاطرات تلخ،خاطرات شيرين يكنفر در شب كام،يكنفر در دل خاك يكنفر همدم خوشبختيهاست يكنفر همسفر سختيهاست چشم تا باز كنيم،عمرمان مي گذرد. وز سر تخت مراد،پاي بر تخت تابوت گذاريم همه! ما همه همسفريم. تا ببينيم كجا باز چشممان بار دگر سوي هم باز شود در جهاني كه در ان راه ندارد اندوه! زندگي با همه معني خويش از نو آغاز مي شود...

 

كاش مي شد بار ديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت , با وفا , با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت...

 

نوشته شده توسط غزل در سه شنبه 1 آبان1386 |