تبليغاتX
غزل زندگی
این قافله عمر عجب میگذرد...

و ناگهان چقدر زود دیر میشود!

سلام دوستان عزیزم

امروز ۲۸تیر ماه ۱۳۸۷... اخبار ساعت ۱۴ رو شنیدم که اعلام کرد هنرمند محبوب کشورمون خسرو شکیبائی در سن شصت و چهار سالگی و بر اثر بیماری سرطان کبد در بیمارستان پارسیان تهران دار فانی رو وداع کردند و به دیار باقی شتافتند...

روحش شاد یادش گرامیباد

واقعا"برام باور کردنی نبود و خیلی متاثر شدم ...ایشون علاوه بر اینکه بازیگر توانائی بودند از صدای بسیار جذابی هم بر خوردار بودند.

ایشون برخي از شعرهاي سهراب سپهري رو دكلمه كرده بودند و چند آلبوم موسيقي با نام هاي نامه ها و نشاني ها،‌ مهرباني، پريشاني و مسافر را روانه بازار كرده بودند. خسرو شکیبائی  كه خانواده و دوستانشون او را با نام مستعار "محمود" صدا مي‌كردند، در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر نيز بازيگر و گوينده تيزر جشنواره بودند.

من به عنوان یه هموطن و یه بیننده و شنونده کارهای ایشون خودمو موظف دونستم که این پست رو بزنم و تاسف خودمو از این ضایعه غم انگیز ابراز کنم.این راهی هست که هممون دیر یا زود باید بریم .براشون آرزوی آمرزش و طلب مغفرت میکنم .

من به نوبه خودم درگذشت اين هنرمند نامدار عرصه سينما و تئاتر كشور را به جامعه هنري، دوستداران و خانواده استادشكيبايي تسليت مي گم.

روحش شاد و یادش گرامی باد!

http://2972.blogfa.com/

جام جم آنلاين: "خسرو شكيبايي" بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون پس از دوره اي جدال با بيماري و مرگ، امروز جمعه در سن 64 سالگي در تهران درگذشت تا كارنامه يكي از هنرپيشگان نامدار معاصر ايران براي هميشه بسته شود. زمان تشييع پيكر او روز يكشنبه پس فردا از مقابل تالار وحدت به سوي بهشت زهرا اعلام شده است.
نوشته شده توسط غزل در شنبه 29 تیر1387

این پست رو تقدیم میکنم به همه مردان و پدران شرافتمند کشورمون:

یا الله

برخیز که قدسیان جوابت بدهند

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشدو اعیاد علی

این روز دعای مستجابت بدهند

وبلاگ غزل زندگی

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)

محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

http://2972.blogfa.com/

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

علی علیه السلام و زیبائی ها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

یا حق

نوشته شده توسط غزل در سه شنبه 25 تیر1387 |

به نام پروردگار بخشنده

سلام دوستان عزیزم

 

حالتون چطوره؟امیدوارم که همگی شادو سلامت باشید.

 

مدتی هست که سریالی سه شنبه ها ساعت 9شب از شبکه سه سیما پخش میشه بنام امپراطور دریا که البته قسمتهای زیادی از اون تا حالا پخش شده و بعد از سریال یانگوم این سریال امپراطور دریا تونسته طرفداران زیادی رو بدست بیاره...

یکی از شخصیتهای محبوب و اصلی این مجموعه که در نقش جانگ هوا  jang hwa ایفای نقش میکنه خانم سوا هستش که در این پست به مشخصات و آلبومی از تصاویر ایشون پرداخته شده ....

تا پست بعدی خدانگهدارتون.

 

نام کامل : پارک سو اء
تاریخ تولد : 25 جولای 1980
سن : 27 سال
قد : 168 سانتیمتر


وزن : 46 کیلو
نقش : جانگ هوا در سریال امپراطور دریا

 تفریح : شنا کردن

 

 وبلاگ غزل زندگی

 

 برای خوندن بقیه مطالب و دیدن سایر عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

http://2972.blogfa.com/


ادامه مطلب
نوشته شده توسط غزل در جمعه 21 تیر1387 |

http://www.2972.blogfa.com/

وبلاگ غزل زندگی

((سلام))

می خروشد دریا
 هیچ کس نیست به ساحل پیدا
لکه ای نیست به دریا تاریک
 که شود قایق
 اگر آید نزدیک
مانده بر ساحل


 قایقی ریخته شب بر سر او
پیکرش را ز رهی ناروشن
 برده درتلخی ادراک فرو
هیچ کس نیست که آید از راه
و به آب افکندش
و در این وقت که هر کوهه ی آب
حرف با گوش نهان می زندش


موجی آشفته فرا می رسد
از راه که گوید با ما
قصه یک شب طوفانی را
 رفته بود آن شب ماهی گیر
تا بگیرد از آب
آنچه پیوندی داشت
با خیالی درخواب


صبح آن شب که به دریا موجی
 تن نمی کوفت به موجی دیگر
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب که داشت
 بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای که هست
 در همین لحظه غمناک به جا


 و به نزدیکی او
 می خروشد دریا
 وز ره دور فرا میرسد آن موج که می گوید باز
 از شبی طوفانی
 داستانی نه دراز

....

http://2972.blogfa.com/

نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه 12 تیر1387 |

لطفا"کمی صبر کنید تا انیمیشن زیر کاملا"لود بشه...ممنون!

وبلاگ غزل زندگی

سلام دوستای عزیزم.امیدوارم که همتون شاد و سلامت باشید.اومدم که با شما دوستای گلم یه حال و احوالی بپرسمو روز مادر رو به همه مادرای دنیا تبریک بگم.

به نظر من مادر بزرگترین عاشق دنیاست و عشقش پاکه پاکه.عاشقتر از مادر وجود نداره!

 

این نوشته رو هم تقدیم میکنم به مادر عزیزم

 

سلام مادر...سلام ای نازنین مادر...

مادرعزیزم سلام عرض کردم.حالت چطوره؟خوبی؟

مادرجون خیلی دلم برات تنگ شده.میدونستی؟

 

دلم میخواست نزدیکت بودم و هر روز نگاهم به اون چشمای نازت می افتاد که پر از عشق و محبته!

مادرجون خیلی دلم هواتو کرده...دلم میخواد مثل اون وقتا سرمو بذارم رو زانوتو تو با اون دستای گرمت سرمو نوازش کنی.

میدونی حس میکنم اونجوری که باید و شاید قدرتو ندونستم.

 

مامانم.. یادته اون وقتا؟صبح میخواستم برم مدرسه... میگفتم امتحان دارم.. میگفتم دلهره دارم...یادته؟

یه بوسم میکردی میگفتی برات دعا میکنم همه امتحاناتو خوب خوب بدی....ظهر میاومدم خونه یه راست میاومدم تو آشپزخونه از سیر تا پیاز اون روزمو واست تعریف میکردم...تو هم با جون دل گوش میدادیو غذای گرم جلوم میذاشتی..

وای که چه لذتی داشت... مامان... چه داریم امشب؟.....مامان هوس این غذا رو کردم. می پزی برام؟....مگه میشد بگی نه...نه نه هیچوقت.

 

مامان جونم.. یادته اون دو هفته رو که رفته بودی زیارت؟یادته؟اون روزا خیلی دلم میگرفت...چون تو توی خونه نبودی..خونه سوتو کور بود.اصلا"صفا نداشت خونه..هیچ دلم نمیخواست برم خونه...هی میگفتم پس کی  مامانم میاد خونه...

مامانی...مامان خوشگلم ...دسات عطر گل یاس رو میدن همیشه.

دلم میخواد خودمو برات لوس کنم... دستو بذارم رو صورتم و بعد چشمامو ببندمو تا ته ته این دنیا پیش برم و به آسمونا برسم.

 

مامان یادته روز عروسیمو.اون وقتی که میخواستم از پیشت برم خونه بخت...یادته؟

خاله اینا اذیتم میکردن که الان وقت آبغوره گرفتنه...نه  من غرورم نمیذاشت که گریه کنم...اما وقتی چشمم به چهره معصومت افتاد بغضم گرفت .اینو به روی خودم نیاوردم ...تا حالابه هیچ کسی هم نگفتم .ولی تو دلم اون لحظه واقعا گریه کردم ...اونم فقط واسه خاطر تو ..حتی وقتی فیلم عروسیمونو نگاه میکنم یادمه که چه موقع و کجا تو دلم داشتم برا دوری از تو گریه میکردم.اما خب باید میرفتم...خودت میدونی که..راه رفتنیو باید رفت.

وبلاگ غزل زندگی

 

مامان... همیشه وقتی میخوام بیام پیشت خیلی خوشحالم.خیلی...

ولی وقتی باید از پیشت برم یاد اون چشمای معصومت میاوفتم جیگرم آتیش میگیره.واسه همین موقع رفتن هیچ وقت تو چشات نگاه نمیکنم.هیچوقت !

چون میترسم بغضی رو که با هزار زحمت تو گلوم خفش کردم بترکه و بریزه بیرون...نه نه دوست ندارم ناراحتت کنم.

 

وقتی برام اسپند دود میکنی تو دل قشنگتو میخونم که بهترینارو واسه خودت نمیخوای ..

.میدونم همه دلخوشیت منم.مامانم...مامان مهربونم واسه همه فداکاریات واسه همه شب بیداریات ازت ممنونم.

 

مامان میدونم خیلی سختی کشیدی ..خیلی تلاش کردی که منو به این دنیای بی وفا بیاریو منو بزرگ کنی.

از چیزائی که خودت دوست داشتی دست کشیدی تا من به اون چیزائی که دوست دارم برسم.

مامان جون خیلی گلی....مامانم خیلی ماهی.

 

مامانی به خدا وقتی برات زنگ میزنم میبینم که میخندیدی تا یه هفته من کوکه کوکم...اما وقتی صدای لرزونتونو میشنوم میخوام دیگه دنیا نباشه...منم تو خلوته خودم اشک میریزم....میدونی؟

 

مامان نمیدونم دختر خوبی برات بودم تا حالا یا نه؟خودت که میگی آره ...خیلی ازم تعریف میکنی.

اما من نه..زیاد از خودم راضی نیستم ...کاری برات نکردم که...همیشه زحمتای من به گردن تو بوده.

 

مامان گلم از وقتی خودم مادر شدم بیشتر دوستت دارم .بیشتر دلم هواتو میکنه.بیشتر قدرتو میدونم!

مادرم امیدوارم صدو بیست سال عمر باعزت کنی و سایت همیشه بالا سرمون باشه.

مامان جون همیشه چهره نازنینت با اون چادر سفید گلدارتو اون قرآن و جانماز زیبات جلو چشمامه.مامان خوب میدونم هر چی که دارم از لطف خدای بزرگ و دعای همیشگی تودارم!اینو خوب میدونم!

 

مامانم من الان چشمامو بستمو صورتمو به پات نزدیک کردمو جای پاهاتو بوسیدم ...بعد پاشدم دستاتو بو کشیدمو بوسیدمو روی قلبم گذاشتم....

مامان نمیدونی چه کیفی داشتو من به چه آرامشی رسیدم...

مادرم همیشه در قلب منی.

همیشه دوستت دارم...روزت مبارک باد!

 

 

 

 http://2972.blogfa.com/

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه 3 تیر1387 |