و ناگهان چقدر زود دیر میشود!
سلام دوستان عزیزم
امروز ۲۸تیر ماه ۱۳۸۷... اخبار ساعت ۱۴ رو شنیدم که اعلام کرد هنرمند محبوب کشورمون خسرو شکیبائی در سن شصت و چهار سالگی و بر اثر بیماری سرطان کبد در بیمارستان پارسیان تهران دار فانی رو وداع کردند و به دیار باقی شتافتند...

واقعا"برام باور کردنی نبود و خیلی متاثر شدم ...ایشون علاوه بر اینکه بازیگر توانائی بودند از صدای بسیار جذابی هم بر خوردار بودند.
ایشون برخي از شعرهاي سهراب سپهري رو دكلمه كرده بودند و چند آلبوم موسيقي با نام هاي نامه ها و نشاني ها، مهرباني، پريشاني و مسافر را روانه بازار كرده بودند. خسرو شکیبائی كه خانواده و دوستانشون او را با نام مستعار "محمود" صدا ميكردند، در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر نيز بازيگر و گوينده تيزر جشنواره بودند.
من به عنوان یه هموطن و یه بیننده و شنونده کارهای ایشون خودمو موظف دونستم که این پست رو بزنم و تاسف خودمو از این ضایعه غم انگیز ابراز کنم.این راهی هست که هممون دیر یا زود باید بریم .براشون آرزوی آمرزش و طلب مغفرت میکنم .
من به نوبه خودم درگذشت اين هنرمند نامدار عرصه سينما و تئاتر كشور را به جامعه هنري، دوستداران و خانواده استادشكيبايي تسليت مي گم.
روحش شاد و یادش گرامی باد!
